خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساسات و افکار خود درباره جدایی از دنیای مادی و پناه بردن به دیوانگی و مینوشی سخن میگوید. او از زاهدانی که در مجلس او حاضر نمیشوند ناراحت نیست و ترجیح میدهد به جای خانه به میخانه برود. همچنین، او از فرسودگی و ناپایداری زندگی خود میگوید و تصمیم میگیرد از همه چیز و همه کس دوری کند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مینوشی و دیوانگی ممکن است برای گروههای سنی پایین مناسب نباشد.
شماره ۲۰۹ - هوسی کرده ام امروز که دیوانه شوم
هوسی کرده ام امروز که دیوانه شوم
دست دل گیرم و از خانه به ویرانه شوم
زاهد از مجلس ما گر نرود گو نرود
خانه بگذارم و از خانه به میخانه شوم
سست شد پایه و هم رخنه در افتاد به سقف
پیشتر زانکه فرود آید از این خانه شوم
زحمت خصم کنم کوته و از رحمت دوست
قصه ها سازم و ز افسانه به افسانه شوم
یار یار دگر و خصم دگر خصم نشاط
وقت آنست که من از همه بیگانه شوم
دست دل گیرم و از خانه به ویرانه شوم
زاهد از مجلس ما گر نرود گو نرود
خانه بگذارم و از خانه به میخانه شوم
سست شد پایه و هم رخنه در افتاد به سقف
پیشتر زانکه فرود آید از این خانه شوم
زحمت خصم کنم کوته و از رحمت دوست
قصه ها سازم و ز افسانه به افسانه شوم
یار یار دگر و خصم دگر خصم نشاط
وقت آنست که من از همه بیگانه شوم
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۸ - همین نه بنده ی حکم و مطیع فرمانم
گوهر بعدی:شماره ۲۱۰ - گفتم از میکده یکچند سوی خانه شوم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.