خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از غم و اندوه خود سخن میگوید و از عشق و محبت به معشوق یاد میکند. او احساس شرمندگی از ابراز عشق خود دارد و آرزو میکند که درد دلش آشکار شود. همچنین، از نگاه دزدانه به معشوق و حسرت روی او صحبت میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۲۰۲ - غم عالم نبرد ره بدلم
غم عالم نبرد ره بدلم
که سرشتند بمیخانه گلم
من چه دارم که ز احسان تو نیست
جان اگر بر تو فشانم خجلم
دوش دزدیده نگاهی برخت
کردم، آوخ نکنی گر بحلم
میبرم حسرت روی تو بخاک
تا چه گلها که بروید ز گلم
گو فرود آکه گشایش با تست
مکن اندیشه ز تنگی دلم
شرح دل کار زبان نیست نشاط
کاش بیرون فتد از سینه دلم
که سرشتند بمیخانه گلم
من چه دارم که ز احسان تو نیست
جان اگر بر تو فشانم خجلم
دوش دزدیده نگاهی برخت
کردم، آوخ نکنی گر بحلم
میبرم حسرت روی تو بخاک
تا چه گلها که بروید ز گلم
گو فرود آکه گشایش با تست
مکن اندیشه ز تنگی دلم
شرح دل کار زبان نیست نشاط
کاش بیرون فتد از سینه دلم
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۱ - ز آتش عشق نخستین قسم
گوهر بعدی:شماره ۲۰۳ - زبان بر بند ای ناصح زپندم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.