خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از تضاد بین زهد و عشق، صداقت و تزویر، و انتخاب بین راه معنوی و عشق دنیوی سخن می‌گوید. او با وجود ملامت‌های عشق، از آن روی برنمی‌گردد و تقدیرش را به سوی میخانه و عشق می‌بیند. شاعر رنج عاشقی و بی‌خودی را برمی‌گزیند و از صومعه و زهد دوری می‌کند.

مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعاره‌های پیچیده و نیاز به درک ادبیات کلاسیک فارسی، این شعر را برای مخاطبان نوجوان و بزرگسال مناسب می‌سازد.

مشاهده کامل

شماره ۱۷۲ - روز کی چند پی زهد و سلامت گیرم

روز کی چند پی زهد و سلامت گیرم
ور ملامت کندم عشق از او نپذیرم

جام صافی ببر و جامه ی سالوس بیار
صدق بگذار که من در گرو تزویرم

بر سر کوی بت سلسله گیسو زین پس
نتوان داشت دگر باز بسد زنجیرم

نگه یار کمان ابرویم اکنون بنظر
آید آنسان که زند خصم همی با تیرم

خواستم زهد بتدبیر بیاموزم لیک
میکشد باز سوی دیر مغان تقدیرم

جای در صومعه از دیر گزیدست نشاط
مپسندید خدا را که بغربت میرم

عاشقی رنج و بدین رنج همان به مانم
بیخودی عیب و بدین عیب همان به میرم
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۱ - عجب نبود بگلشن جا اگر فصل خزان دارم
گوهر بعدی:شماره ۱۷۳ - سلطان ملک فقرم و عشق است لشکرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.