خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد دوری از معشوق و رنجهای عشق میگوید. او از چشم بد دیگران در امان میخواهد و به مسکینی و فقر خود اشاره میکند. همچنین، از امید به دیدار یار و یادآوری ویژگیهای او مانند موهای مجعد و چشمان سیاهش سخن میگوید.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۵۰ - نتوان داشت نگه باز زچشم سیهش
نتوان داشت نگه باز زچشم سیهش
دار از چشم بد خلق خدایا نگهش
جای رحم است بر آن بنده ی مسکین فقیر
که برانند و ندانند چه باشد گنهش
نگهی جانب ما دلشدگان می نکنی
دل چرا امیبری از کس چو نداری نگهش
قاصد یارم و با تیرگی بخت نشاط
حرفی از جعد خطش دارم و چشم سیهش
بنده ی شاهم و بر روشنی چشم امید
خطی از گرد رهش دارم و گرد سپهش
دار از چشم بد خلق خدایا نگهش
جای رحم است بر آن بنده ی مسکین فقیر
که برانند و ندانند چه باشد گنهش
نگهی جانب ما دلشدگان می نکنی
دل چرا امیبری از کس چو نداری نگهش
قاصد یارم و با تیرگی بخت نشاط
حرفی از جعد خطش دارم و چشم سیهش
بنده ی شاهم و بر روشنی چشم امید
خطی از گرد رهش دارم و گرد سپهش
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۹ - دیده ام و شنیده ام عاشقی و ملامتش
گوهر بعدی:شماره ۱۵۱ - مردود خلق گشتم و گشتم پسند خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.