خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر به توصیف شبی مبارک و امیدبخش می‌پردازد که با طلوع خورشید و ظهور نشانه‌های خوشبختی و اقبال همراه است. شاعر از رسیدن سلیمان و جمشید و منصور عزیز سخن می‌گوید و به استقبال روزهای روشن و شاد می‌رود. همچنین، او از پایان یافتن غم و سیاهی‌ها خبر می‌دهد و به وصل و شادی اشاره می‌کند.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و اصطلاحات کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۱۷ - ای مبارک شب فیروز امید

ای مبارک شب فیروز امید
صبح شو صبح که خورشید دمید

گل مکان بر زبر شاخ گرفت
سرو سر از کنف باغ کشید

دل نشست از قبل منظر چشم
جان سوی روزن لب جای گزید

سر زپا پیشترک آمد و هوش
قدمی چند ز سر پیش دوید

که هلا کوکب اقبال جهان
گشت از موکب اجلال پدید

تخت بر نه که سلیمان آمد
جام بر گیر که جمشید رسید

جبذا موکب منصور عزیز
مرحبا مقدم میمون سعید

گرد آن غازه ی رخسار علم
خاک آن غالیه ی طره ی عید

برو ای هجر که روز تو سیاه
بزی ای وصل که روی تو سفید

سر نهادست بدرگاه نشاط
راه آمد شدن غم ببرید
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۶ - راز ما خلوتیان بر سر بازار افتاد
گوهر بعدی:شماره ۱۱۸ - طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.