خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از مولانا یا شاعری مشابه، به موضوعات عشق، مستی معنوی، انتقاد از ریاکاری و ستایش از می‌و میخانه به عنوان نمادهایی از عشق حقیقی می‌پردازد. شاعر ناصحان را به چالش می‌کشد، از وصل معشوق سخن می‌گوید و تضادهای جامعه (مانند حلال و حرام ناعادلانه) را نقد می‌کند.

محتوا شامل مفاهیم عرفانی پیچیده، انتقاد از نهادهای مذهبی و استفاده از استعاره‌های شراب است که برای درک عمیق‌تر به بلوغ فکری نیاز دارد.

مشاهده کامل

شماره ۳۲ - بیا که نوبت مستی عشق و شرب مدام است

بیا که نوبت مستی عشق و شرب مدام است
از آتشی نه زآبی که در صراحی و جام است ۱

بدان شمایل دلکش اگر ببزم خرامد
حدیث ناصح مشفق بیک نگاه تمام است ۲

نوید وصل دلم میرسد ز عارض و زلفش
که شب مصاحب روز است و صبح در بر شام است ۳

بطاق میکده دیدم کتابه ای که: برندان
غم و سرور جهان، مهر و کین خلق، حرام است ۴

هنوز عاشق صادق نباشد آنکه شناسد
عطا و منع و بداند عتاب و لطف کدام است ۵

بدوزخ ار بردش عشق گو ببر که نسوزد
اگر بسوزد از آتش بگو بسوز که خام است ۶

شگفت آیدم از خواجه عیب باده که گفت این
که خون خلق حلالست و آب تاک حرام است ۷

مرا رواست اگر شیخ شهر عیب نماید
کدام عیب بتر از قبول طبع عوام است ۸

بیا نشاط مرادی طلب کنیم از این در
سعادت دو جهان وقف این خجسته مقام است ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۱ - کشور دل از جهانی دیگر است
گوهر بعدی:شماره ۳۳ - سرتاسر عالم بتن امروز سری نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.