خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن داستانی است درباره مردی بخیل که از ترس مهمان ناخوانده، نان و عسل خود را پنهان میکند. سپس مهمانی وارد میشود و با حیله عسل را میخورد. در بخش دیگری، داستان به رابطه عاشقانه یک جوان با زنی متاهل میپردازد که شوهرش اخترشناس است و از رابطه آنها بیخبر است. در پایان، جوان از زن میپرسد که چگونه شوهرش که اخترشناس است، از رابطه آنها بیخبر است.
محتوا شامل موضوعات پیچیده مانند روابط خارج از ازدواج و طنزهای اجتماعی است که برای درک کامل نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۴۶ - بخیلی شنیدم یکی روز، چاشت
بخیلی شنیدم یکی روز، چاشت
به دستار خوان نان، عسل نیز داشت ۱
شنید از در خانه آواز پای
نماندش دل از بیم مهمان به جای ۲
ز خوان زود برداشت نان وز کسل
نشد فرصتش تا رباید عسل ۳
مگر بود آسوده زین فکر و بس
که بی نان عسل خود نخورده است کس ۴
به منزلگه او درآمد چو مرد
ز ناخوانده مهمان کشید آه سرد ۵
شد آشفته چون گل ز باد خزان
به او گفت پس دل طپان، لب گزان ۶
که: میبینمت دل ز صفرا به جوش
وگرنه چرا نیستی شهدنوش؟! ۷
ازین حرف مهمان فزودش هوس
به جام عسل غوطه زد چون مگس ۸
ز شیرینیش روی مهمان شکفت
نمی چون نماند از عسل خواجه گفت ۹
که: بی نان عسل؟ دل نسوزد عجب
نگیرد عجب تن از آن سوز تب؟! ۱۰
همی گفت با میزبان میهمان
که: سوزد دل، اما دل میزبان! ۱۱
به دستار خوان نان، عسل نیز داشت ۱
شنید از در خانه آواز پای
نماندش دل از بیم مهمان به جای ۲
ز خوان زود برداشت نان وز کسل
نشد فرصتش تا رباید عسل ۳
مگر بود آسوده زین فکر و بس
که بی نان عسل خود نخورده است کس ۴
به منزلگه او درآمد چو مرد
ز ناخوانده مهمان کشید آه سرد ۵
شد آشفته چون گل ز باد خزان
به او گفت پس دل طپان، لب گزان ۶
که: میبینمت دل ز صفرا به جوش
وگرنه چرا نیستی شهدنوش؟! ۷
ازین حرف مهمان فزودش هوس
به جام عسل غوطه زد چون مگس ۸
ز شیرینیش روی مهمان شکفت
نمی چون نماند از عسل خواجه گفت ۹
که: بی نان عسل؟ دل نسوزد عجب
نگیرد عجب تن از آن سوز تب؟! ۱۰
همی گفت با میزبان میهمان
که: سوزد دل، اما دل میزبان! ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵ - شنیدم یکی از ملوک عجم
گوهر بعدی:شنیدم که اخترشناسی به روم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.