این متن شعری از مثنوی مولوی است که در آن خداوند خطاب به موسی(ع) میگوید که قارون بارها از او درخواست کمک کرده اما موسی(ع) به او پاسخ نداده است. خداوند بیان میکند که اگر موسی(ع) قارون را آفریده بود، در عذابش آرامش مییافت. متن به رحمت و بخشش الهی اشاره میکند و تأکید میکند که خداوند حتی بر بیرحمترین افراد نیز رحمت میکند و گناهکاران را میبخشد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و دینی است که درک آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم دینی و فلسفی دارد. همچنین، زبان شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
حکایت موسی و قارون
خواند ای موسی ترا هفتاد بار ۱
تو ندادی هیچ باز او را جواب
گر بزاری یک رهم کردی خطاب ۲
شاخ شرک از جان او برکندمی
خلعت دین در سرش افکندمی ۳
کردی ای موسی به صد دردش هلاک
خاکسارش سر فرودادی به خاک ۴
گر تو او را آفریده بودیی
در عذابش آرمیده بودیی ۵
آنک بر بیرحمتان رحمت کند
اهل رحمت را ولی نعمت کند ۶
هست دریاهای فضلش بیدریغ
در بر آن جرمها یک اشک میغ ۷
هرک را باشد چنان بخشایشی
کی تغیر آرد از آلایشی ۸
هرک او عیب گنهکاران کند
خویش را از خیل جباران کند ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.