خلاصه و ردهبندی سنی
15+
متن درباره فردی ابله است که دو قرآن را در یک جلد صحافی میکند. وقتی از او پرسیده میشود که چه کسی این کار را به او آموخته، پاسخ میدهد که این کار به دلیل ناامنی و ترس انجام شده است. او استدلال میکند که دو شاه در یک کشور یا دو جان در یک بدن، نشانهی بیعقلی است و حالا که یکی باقی نمانده، این کار ضرورتی ندارد.
متن دارای مفاهیم انتزاعی و طنز پیچیده است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، انتقاد اجتماعی موجود در متن ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۲۱ - کهن ابلهی، نقشکی تازه بست
کهن ابلهی، نقشکی تازه بست
دو مصحف به یک جلد شیرازه بست! ۱
یکی گفتش: ای سخره ی روزگار
که بودت در این کار آموزگار؟! ۲
دو شه در یکی کشور، آشفتگی است
دو جان در یکی پیکر، این عقل کیست؟! ۳
به پاسخ چنین گفت آن سست رای
کز امنیت آمد تهی این سرای ۴
کنون نبود این کار و نبود شکی
که ماند یکی گر نماند یکی! ۵
دو مصحف به یک جلد شیرازه بست! ۱
یکی گفتش: ای سخره ی روزگار
که بودت در این کار آموزگار؟! ۲
دو شه در یکی کشور، آشفتگی است
دو جان در یکی پیکر، این عقل کیست؟! ۳
به پاسخ چنین گفت آن سست رای
کز امنیت آمد تهی این سرای ۴
کنون نبود این کار و نبود شکی
که ماند یکی گر نماند یکی! ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰ - کشاورزی از روستای خجند
گوهر بعدی:شماره ۲۲ - شنیدم، مگر زاهدی زرق کوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.