خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و جفای معشوق میگوید و اشاره میکند که با وجود تمام رنجها، هنوز به او وفادار است و نمیتواند از او دل بکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۶۷ - آن شوخ کزو دور شبی خفتم،نه
آن شوخ کزو دور شبی خفتم،نه
روزی ز جفای او برآشفتم، نه ۱
ز آن چشم، که اول نگهش کشت مرا
گفتا: نگرم بدیگری؟ -گفتم: نه! ۲
روزی ز جفای او برآشفتم، نه ۱
ز آن چشم، که اول نگهش کشت مرا
گفتا: نگرم بدیگری؟ -گفتم: نه! ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۶ - امروز چو گل شکفته باشیم همه
گوهر بعدی:شماره ۱۶۸ - عید است چه مانده ای صباحی بسرای؟!
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.