خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از معشوق خود میخواهد که پیام بفرستد و بازگردد تا او را ببیند. او از معشوق میخواهد که از حالش غافل نشود، زیرا همیشه منتظر اوست و به صدایش گوش میدهد.
متن یک شعر عاشقانه کلاسیک است که درک آن نیاز به آشنایی با مفاهیم عاطفی و ادبیات کهن دارد. این سن مناسب برای درک عمیقتر احساسات و زیباییهای ادبی شعر است.
شماره ۱۶۱ - سویم بفرست گاه پیغامی و گاه
سویم بفرست گاه پیغامی و گاه
باز آی که تا ببینم آن روز چو ماه ۱
غافل مشو از حال من القصه که من
هم گوش برآوازم و، هم چشم براه ۲
باز آی که تا ببینم آن روز چو ماه ۱
غافل مشو از حال من القصه که من
هم گوش برآوازم و، هم چشم براه ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۰ - گفتم: یار است پای من در گل از او!
گوهر بعدی:شماره ۱۶۲ - جار جنبم گر ندهد جاریه به
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.