خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از رنجهای عاطفی خود میگوید و از دوست میخواهد تا دردهایش را ببیند. او همچنین تأکید میکند که اگر از دشمنی دشمنان بیخبری، با دوست بیا و دوستی واقعی را مشاهده کن.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و اشاره به رنجهای روحی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۵۰ - بشکافته دوست بر تنم پوست ببین!
بشکافته دوست بر تنم پوست ببین!
جان خسته و دل شکسته ی اوست ببین! ۱
از دشمنی دشمن اگر بیخبری؟!
با دوست بیا، دوستی دوست ببین! ۲
جان خسته و دل شکسته ی اوست ببین! ۱
از دشمنی دشمن اگر بیخبری؟!
با دوست بیا، دوستی دوست ببین! ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۹ - در دل آهم شعله فروز است ببین!
گوهر بعدی:شماره ۱۵۱ - آن زلف، که صید مرغ دل کرده ز چین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.