خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از عشق و اشتیاق خود به معشوقهای با موهای سیاه و چهرهای درخشان میگوید و از درد فراق و سوز عشق در سینه و جان خود سخن میراند. معشوق از او میپرسد که چرا روز و شبش تیره و تار شده است و شاعر در پاسخ به موهای سیاه و چهرهای درخشان معشوق اشاره میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای شعری ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۰۳ - شبها دارم از آن مه مهر فروز
شبها دارم از آن مه مهر فروز
در سینه همه آتش و در جان همه سوز ۱
گفتی: شب و روزت، ز چه شد تیره و تار؟!
آن موی چو شب ببین و، آن روی چو روز! ۲
در سینه همه آتش و در جان همه سوز ۱
گفتی: شب و روزت، ز چه شد تیره و تار؟!
آن موی چو شب ببین و، آن روی چو روز! ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۲ - تا کی شب و روز و روز، شب از سر سوز
گوهر بعدی:شماره ۱۰۴ - امشب ز مه رخت شبم مهر افروز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.