خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از دوستانی میگوید که از دلتنگی او ناراحتند اما به او کمک نکردهاند. او از این که آنها به خاطر ناکام گذاشتنش شرمسارند احساس شرم میکند، و خود نیز به خاطر شرمندگی آنها شرمنده است.
متن دارای مفاهیم عاطفی و اجتماعی پیچیدهای است که درک آنها نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با احساسات شرم، دلتنگی و روابط بین فردی بیان شده در شعر ارتباط برقرار کنند.
شماره ۷۰ - یاران که، ز دلتنگی من، تنگ دلند؛
یاران که، ز دلتنگی من، تنگ دلند؛
گر یاری من نکرده از من بحلند! ۱
ایشان خجل از من، که ندادندم کام؛
من زین خجلم، که از من ایشان خجلند! ۲
گر یاری من نکرده از من بحلند! ۱
ایشان خجل از من، که ندادندم کام؛
من زین خجلم، که از من ایشان خجلند! ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۹ - خود را گیرم که آشنا با تو کند؟!
گوهر بعدی:شماره ۷۱ - تو شاه و شهانت ز هواخواهانند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.