خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد دل خود و ناآگاهی معشوق از این درد سخن میگوید. او از کوتاهی شب و طولانی بودن داستان رنج خود شکایت دارد.
متن دارای مضامین عاطفی و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد.
شماره ۲۰ - امشب که مرا بر آستانت راه است
امشب که مرا بر آستانت راه است
از درد دلم، دلت کجا آگاه است؟! ۱
گیرم که دهی رخصت حرفم، چکنم!
کافسانه ی من دراز و شب کوتاه است! ۲
از درد دلم، دلت کجا آگاه است؟! ۱
گیرم که دهی رخصت حرفم، چکنم!
کافسانه ی من دراز و شب کوتاه است! ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹ - گل بر سر هم ریخته، کاین روی من است!
گوهر بعدی:شماره ۲۱ - این باغ، سر کروی نگاری بوده است؛
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.