خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و رمزآلود است که از عناصر طبیعت و اسطورهها مانند طاووس، مار، یوسف، و آذر برای توصیف معشوق و احساسات شاعر استفاده میکند. شاعر از زیبایی و افسونگری معشوق سخن میگوید و احساسات خود را با تصاویر پررمز و راز بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و رمزآلود است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و تصاویر پیچیده و ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۷۶ - از روی فرخ فال بین، زلفش نگونسار آمده
از روی فرخ فال بین، زلفش نگونسار آمده
طاووس رنگین بال بین، افسونگر مار آمده ۱
در دیر شد رقصان صنم، یا میچمد صید حرم؟!
یا در گلستان ارم، سروی برفتار آمده؟! ۲
چون رخ ز می رخشان کند، خورشید و مه پنهان کند؛
سودا که با اخوان کند یوسف ببازار آمده؟! ۳
چون دیدمش با تیغ کین، بر پای او سودم جبین؛
گفتا که: آذر را ببین، از جان چه بیزار آمده؟! ۴
طاووس رنگین بال بین، افسونگر مار آمده ۱
در دیر شد رقصان صنم، یا میچمد صید حرم؟!
یا در گلستان ارم، سروی برفتار آمده؟! ۲
چون رخ ز می رخشان کند، خورشید و مه پنهان کند؛
سودا که با اخوان کند یوسف ببازار آمده؟! ۳
چون دیدمش با تیغ کین، بر پای او سودم جبین؛
گفتا که: آذر را ببین، از جان چه بیزار آمده؟! ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۵ - بدو زلف تو که یکسر دل مبتلا نشسته
گوهر بعدی:شماره ۱۷۷ - شب هجران، نمیدانم ز پی دارد سحر یا نه؟!
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.