خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از رنج و غم خود میگوید و از مخاطب میخواهد کنارش بنشیند تا دردهایش را بازگو کند. او از فراق و ناراحتیهای عاشقانه سخن میگوید و در پایان، از هوس روی معشوق و پاسخ او یاد میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و غمگین است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، درک عمیق احساسات و مفاهیم شاعرانه معمولاً به بلوغ فکری بیشتری نیاز دارد.
شماره ۱۵۹ - ز میان میروم اینک، بکنارم بنشین
ز میان میروم اینک، بکنارم بنشین
بنشین، هست زمانی بتو کارم بنشین ۱
آمدی، کز غم بیرون ز شمارم پرسی
بنشین، تا بتو یک یک بشمارم بنشین ۲
از برم رفتی و، میمیرم ازین غم باری
بکنارم ننشستی، بمزارم بنشین ۳
ای که احوال دل زار، ز من میپرسی؛
بنشین، تا بتو گوید دل زارم، بنشین ۴
گفتمش آذر، هوس روی تو دارم چکنم؟!
گفت: جایی که فتد بر تو گذارم بنشین ۵
بنشین، هست زمانی بتو کارم بنشین ۱
آمدی، کز غم بیرون ز شمارم پرسی
بنشین، تا بتو یک یک بشمارم بنشین ۲
از برم رفتی و، میمیرم ازین غم باری
بکنارم ننشستی، بمزارم بنشین ۳
ای که احوال دل زار، ز من میپرسی؛
بنشین، تا بتو گوید دل زارم، بنشین ۴
گفتمش آذر، هوس روی تو دارم چکنم؟!
گفت: جایی که فتد بر تو گذارم بنشین ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۸ - طبیبا، جان غم پرورد من بین
گوهر بعدی:شماره ۱۶۰ - بزبان حال دارم، گله بینهایت از تو؛
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.