خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که درد و رنج عشق ناکام را بیان میکند. شاعر از غم عشق، فراق و رنجهای روحی سخن میگوید و از خون جگر، اشک و آتش درون به عنوان نمادهای این دردها استفاده میکند.
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۵۴ - چون در دل شیرین بود از رشک شکر خون
چون در دل شیرین بود از رشک شکر خون
خسرو شودش از غم فرهاد جگر خون ۱
خون شد جگرم از غم عشق تو و، امید
دارم که نگردد دلم از درد دگر خون ۲
ناورده کبوتر ز تو گر نامه ی قتلم
میریزدش آیا ز چه هر لحظه ز پر خون؟! ۳
آذر همه شب خیزد و ریزد ز فراقت
از سینه ی تنگ آتش و از دیده ی تر خون ۴
خسرو شودش از غم فرهاد جگر خون ۱
خون شد جگرم از غم عشق تو و، امید
دارم که نگردد دلم از درد دگر خون ۲
ناورده کبوتر ز تو گر نامه ی قتلم
میریزدش آیا ز چه هر لحظه ز پر خون؟! ۳
آذر همه شب خیزد و ریزد ز فراقت
از سینه ی تنگ آتش و از دیده ی تر خون ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۳ - باز نامد قاصدی کامد بسویت، سوی من؛
گوهر بعدی:شماره ۱۵۵ - فزود هر نفسم عشق، کز خط شبگون؛
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.