خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شعر از شب عید و می‌نوشی در میخانه سخن می‌گوید، با اشاره به نبرد نمادین بین زاهدان و پیرمغان. شاعر دعوت به شادی و غزل‌خوانی می‌کند و از تکفیر زاهدان انتقاد می‌نماید. در پایان، پیشنهاد می‌کند که حساب خود را در روزی دیگر تصفیه کنند.

محتوا شامل مفاهیم عرفانی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به می‌نوشی و نبرد نمادین بین زاهدان و رندان نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۴۰ - شب عید است، در میخانه باید بستر اندازیم

شب عید است، در میخانه باید بستر اندازیم
که پیش از صبح، ساقی را نظر بر منظر اندازیم ۱

بجنگ زاهدان، لشکر کشد پیرمغان فردا
بیا ما نیز خود را در میان لشکر اندازیم ۲

بغارت چون گشاید دست، دست افشان غزل خوانیم
بمسجد چون گذارد پای، پاکوبان سراندازیم! ۳

دبیران فلک را، چون قلم نتوان گرفت از کف؛
بیا کز برق می آتش درین نه دفتر اندازیم ۴

نکرده شیخ شهر از جهل تا تکفیر ما رندان
بیا تا پیشتر ما پرده از کارش براندازیم ۵

حساب زاهدان در روز محشر مشکل است آذر!
بیا تا ما حساب خود بروز دیگر اندازیم ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۹ - خوش آنکه شبی با تو سخن گویم و گریم!
گوهر بعدی:شماره ۱۴۱ - گر دل جویی، هوات جویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.