خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از گوشنشینی در گلشن، امیدواری به فردا، غیرت نسبت به معشوق، و سوز عشق مانند پروانه میگوید و ترس از خاموشی و افسردگی را بیان میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی مفاهیم مانند غیرت و سوز عشق نیاز به درک عمیقتری از روابط انسانی دارد.
شماره ۱۳۸ - درین گلشن چو شاخ گل، سرا پا گوش بنشینم
درین گلشن چو شاخ گل، سرا پا گوش بنشینم
فغان بلبلی تا نشنوم، خاموش بنشینم ۱
فریبم میدهی از وعده ی فردا، که باز امشب
بصد امیدواری در رهت چون دوش بنشینم ۲
مکش زین بیش، ای سرو سهی از غیرتم، تا کی
تو در آغوش غیر و، من تهی آغوش بنشینم ۳
بمحشر تا نیاموزند از من میزبانی را
چو بینم دادخواهان تو را خاموش بنشینم ۴
ز سوز عشق، چون پروانه در رقصم، مباد آذر
که گردد آتشم افسرده و از جوش بنشینم! ۵
فغان بلبلی تا نشنوم، خاموش بنشینم ۱
فریبم میدهی از وعده ی فردا، که باز امشب
بصد امیدواری در رهت چون دوش بنشینم ۲
مکش زین بیش، ای سرو سهی از غیرتم، تا کی
تو در آغوش غیر و، من تهی آغوش بنشینم ۳
بمحشر تا نیاموزند از من میزبانی را
چو بینم دادخواهان تو را خاموش بنشینم ۴
ز سوز عشق، چون پروانه در رقصم، مباد آذر
که گردد آتشم افسرده و از جوش بنشینم! ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۷ - آه از دمی که روز جزا گریه سر کنم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۹ - خوش آنکه شبی با تو سخن گویم و گریم!
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.