متن داستان سیمرغ را روایت میکند که در نیمه شب از چین گذر کرد و پری از او افتاد. این اتفاق باعث شور و هیجان در کشورها شد و هر کسی نقشی از آن پر را برداشت و کاری آغاز کرد. پر اکنون در نگارستان چین است و این داستان به دنبال دانش حتی در دورترین نقاط مانند چین اشاره دارد. مرغان به دنبال سیمرغ به راه افتادند، اما مسیر طولانی و دشوار بود و هر کسی بهانهای برای ادامه ندادن پیدا کرد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.
حکایت سیمرغ
جلوهگر بگذشت بر چین نیم شب ۱
در میان چین فتاد از وی پری
لاجرم پر شور شد هر کشوری ۲
هر کسی نقشی از آن پر برگرفت
هر که دید آن نقش کاری درگرفت ۳
آن پر اکنون در نگارستان چینست
اطلبو العلم و لو بالصین ازینست ۴
گر نگشتی نقش پر او عیان
این همه غوغا نبودی در جهان ۵
این همه آثار صنع از فر اوست
جمله انمودار نقش پر اوست ۶
چون نه سر پیداست وصفش را نه بن
نیست لایق بیش از این گفتن سخن ۷
هر که اکنون از شما مرد رهید
سر به راه آرید و پا اندر نهید ۸
جملهٔ مرغان شدند آن جایگاه
بیقرار از عزت آن پادشاه ۹
شوق او در جان ایشان کار کرد
هر یکی بی صبری بسیار کرد ۱۰
عزم ره کردند و در پیش آمدند
عاشق او دشمن خویش آمدند ۱۱
لیک چون ره بس دراز و دور بود
هرکسی از رفتنش رنجور بود ۱۲
گرچه ره را بود هر یک کارساز
هر یکی عذری دگر گفتند باز ۱۳
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.