خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به موضوعاتی مانند بیوفایی، درد بیدرمان، دوری از خدا، ظلم و ستم، و ناامیدی میپردازد. شاعر از بیعدالتی و بیپاسخی در برابر رنجها شکایت دارد و تأکید میکند که بدون توکل به خدا، کسی پاسخگو نیست.
مفاهیم عمیق فلسفی و اجتماعی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد و درک آنها نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۳ - یار شد بیوفا، کسی چکند؟!
یار شد بیوفا، کسی چکند؟!
درد شد بیدوا، کسی چکند؟! ۱
گر تو اندیشه از خدا نکنی
چکند ای خدا، کسی چکند؟! ۲
بیگنه کشتی و ز کشته ی خویش
خواهی ار خونبها کسی چکند؟! ۳
مرغ نشکسته بال را، صیاد
نکند چون رها کسی چکند؟! ۴
بکسی با چنان لبان دشنام
گر دهی، جز دعا کسی چکند؟! ۵
بتو بیگانه، کز غرور نه یی
بکسی آشنا، کسی چکند؟! ۶
شکوه آذر ز کس مکن چو تو را
نیست تاب جفا کسی چکند؟! ۷
درد شد بیدوا، کسی چکند؟! ۱
گر تو اندیشه از خدا نکنی
چکند ای خدا، کسی چکند؟! ۲
بیگنه کشتی و ز کشته ی خویش
خواهی ار خونبها کسی چکند؟! ۳
مرغ نشکسته بال را، صیاد
نکند چون رها کسی چکند؟! ۴
بکسی با چنان لبان دشنام
گر دهی، جز دعا کسی چکند؟! ۵
بتو بیگانه، کز غرور نه یی
بکسی آشنا، کسی چکند؟! ۶
شکوه آذر ز کس مکن چو تو را
نیست تاب جفا کسی چکند؟! ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲ - اهل وفا، بآرزوی دل نمیرسند؛
گوهر بعدی:شماره ۸۴ - آنکه با اهل وفا نابسته پیمان بشکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.