خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از شب و تنهایی و درد عشق میگوید. او از خداوند کمک میخواهد و از دشمن و بدگمانیهایش شکایت میکند. همچنین، از عشق و سوزش آن سخن میگوید و از درد دلی که درمان ندارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد دل و سوزش عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۷۰ - آمد شب و، وقت یا رب آمد!
آمد شب و، وقت یا رب آمد!
یا رب چکنم؟ دگر شب آمد! ۱
همسایه، شنید یا ربم را
از یا رب من، به یارب آمد ۲
ای دوست بگو بکویت امشب
دشمن بکدام مطلب آمد؟! ۳
کز راه هزار بدگمانی
جانم صدبار بر لب آمد! ۴
از خال سیاه کنج چشمت
امروز بچشم من، شب آمد ۵
خلقی بگمان، که پیشم این روز
از گردش چشم کوکب آمد ۶
دردی دارد دلم که درمانش
.......................ب آمد ۷
جان سوخت ز سوز عشقم آذر
تو پنداری بتن تب آمد ۸
یا رب چکنم؟ دگر شب آمد! ۱
همسایه، شنید یا ربم را
از یا رب من، به یارب آمد ۲
ای دوست بگو بکویت امشب
دشمن بکدام مطلب آمد؟! ۳
کز راه هزار بدگمانی
جانم صدبار بر لب آمد! ۴
از خال سیاه کنج چشمت
امروز بچشم من، شب آمد ۵
خلقی بگمان، که پیشم این روز
از گردش چشم کوکب آمد ۶
دردی دارد دلم که درمانش
.......................ب آمد ۷
جان سوخت ز سوز عشقم آذر
تو پنداری بتن تب آمد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۹ - یار بهر خاطر اغیار زارم میکشد
گوهر بعدی:شماره ۷۱ - از سینه دل رمید و بزلف تو رام ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.