خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق، دوری، رنجهای عاشقانه و جفا سخن میگوید. در آن از مفاهیمی مانند فراق، یاد یار، عشق نافرجام و رنجهای عاشقانه مانند فرهاد و شیرین استفاده شده است. همچنین، اشارهای به اسارت و صید شدن دارد که نمادی از گرفتاری در دام عشق است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و ادبی مانند فرهاد و شیرین ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۶۸ - خاکش، اگر ز دوری، بر باد رفته باشد
خاکش، اگر ز دوری، بر باد رفته باشد
آن یار نیست کش یار از یاد رفته باشد ۱
با آنکه کشت خود را، از عشق خسرو، اما
مشکل زیاد شیرین، فرهاد رفته باشد ۲
ذوق اسیری آن مرغ داند که از پی صید
روزی بآشیانش، صیاد رفته باشد ۳
تا کی جفا، روزی اندیشه کن که ما را
تا آسمان ز جورت فریاد رفته باشد ۴
صیاد مهربانی، آذر گمان نبردم
کآنجا که صیدش از پا افتاد، رفته باشد ۵
آن یار نیست کش یار از یاد رفته باشد ۱
با آنکه کشت خود را، از عشق خسرو، اما
مشکل زیاد شیرین، فرهاد رفته باشد ۲
ذوق اسیری آن مرغ داند که از پی صید
روزی بآشیانش، صیاد رفته باشد ۳
تا کی جفا، روزی اندیشه کن که ما را
تا آسمان ز جورت فریاد رفته باشد ۴
صیاد مهربانی، آذر گمان نبردم
کآنجا که صیدش از پا افتاد، رفته باشد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۷ - چو رویت، لاله ی رنگین نباشد
گوهر بعدی:شماره ۶۹ - یار بهر خاطر اغیار زارم میکشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.