خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق، فراق و رنج‌های عاطفی سخن می‌گوید. او از بی‌وفایی معشوق، گذر زمان و تأثیر آن بر خاطرات، و ظلمی که بر او رفته است، شکایت می‌کند. همچنین، امیدواری به رسیدن پیامش از طریق باد صبا و توصیف زیبایی‌های معشوق از دیگر مضامین این شعر است.

متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده‌ای است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و ظلم نیاز به بلوغ فکری برای درک کامل دارد.

مشاهده کامل

شماره ۵۹ - گفتم: ای مه بی سبب یاری ز یاری بگذرد؟!

گفتم: ای مه بی سبب یاری ز یاری بگذرد؟!
زیر لب خندان گذشت و گفت: آری بگذرد!! ۱

ریزدم خون، کاش چون رنجید از من خاطرش
ترسم از یادش رود، چون روزگاری بگذرد! ۲

آه از آن ساعت، که بر سر کشته‌ی بیداد را
خلق گرد آیند و قاتل از کناری بگذرد ۳

شادم از باد صبا، گر با سگان آستان
عرض حال من کند، چون از دیاری بگذرد ۴

حلقه حلقه کرده ای مشکین کمند زلف را
تا کشی در دام خود هر سو شکاری بگذرد ۵

دیدی آذر، عاقبت گلچین این گلشن نداد
آن قدر فرصت، که بر بلبل، بهاری بگذرد ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۸ - قاصد، از ننگ زمن نامه به جایی نبرد
گوهر بعدی:شماره ۶۰ - چند روزی از سر کویت سفر خواهیم کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.