خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به توصیف رنجها و سختیهای بلال، یکی از صحابههای پیامبر اسلام، میپردازد. او تحت شکنجههای شدید قرار میگیرد، اما همچنان به گفتن «احد» ادامه میدهد. متن همچنین به انتقاد از بتپرستان و اشاره به رنجهایی که صحابهها از زبان دیگران متحمل شدهاند، میپردازد. در نهایت، متن به فضولی و دیوانگی برخی افراد اشاره میکند و از خواننده میخواهد که مراقب زبان خود باشد.
متن دارای مفاهیم عمیق تاریخی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شکنجه و رنج ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
حکایت چوب خوردن بلال
خورد بر یک جایگه روزی بلال
بر تن باریک صد چوب و دوال ۱
خون روان شد زو ز چوب بیعدد
هم چنان میگفت احد میگفت احد ۲
گر شود در پای خاری ناگهت
حب و بغض کس نماند در رهت ۳
آنک او در دست خاری مبتلاست
زو تصرف در چنان قومی خطاست ۴
چون چنان بودند ایشان تو چنین
چند خواهی بود حیران تو چنین ۵
از زفافت بت پرستان رستهاند
وز زبان تو صحابه خستهاند ۶
در فضولی میکنی دیوان سیاه
گوی بردی گر زفان داری نگاه ۷
بر تن باریک صد چوب و دوال ۱
خون روان شد زو ز چوب بیعدد
هم چنان میگفت احد میگفت احد ۲
گر شود در پای خاری ناگهت
حب و بغض کس نماند در رهت ۳
آنک او در دست خاری مبتلاست
زو تصرف در چنان قومی خطاست ۴
چون چنان بودند ایشان تو چنین
چند خواهی بود حیران تو چنین ۵
از زفافت بت پرستان رستهاند
وز زبان تو صحابه خستهاند ۶
در فضولی میکنی دیوان سیاه
گوی بردی گر زفان داری نگاه ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت گفتن مرتضی اسرار خویش را با چاه و پر خون شدن چاه
گوهر بعدی:حکایت رفتن مصطفی بسوی غار و خفتن علی در بسترش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.