خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از احساس اسارت، غربت و دوری از وطن میگوید و آرزوی بازگشت به آن را دارد. او از تشنگی معنوی و عاطفی سخن میگوید و آرزو میکند که دوباره به وطن و عزیزانش بازگردد. همچنین، از عشق و اشتیاق به معشوق و آرزوی دیدار او سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه، همچنین استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیدهتر که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۲۷ - مرغ اسیرم، چمنم آرزوست
مرغ اسیرم، چمنم آرزوست
بنده غریبم وطنم آرزوست ۱
خنده ی گل چیست؟ از آن غنچه لب
خنده ی کنج دهنم آرزوست! ۲
تشنه ی سرچشمه ی کوثر نیم
رشحه ی چاه ذقنم آرزوست ۳
دور ز کویت، چو روم سوی خلد؛
نالم و گویم؛ وطنم آرزوست! ۴
چون کشی از خلق نهانم ز کین
گفتنت آن دم که: منم آرزوست! ۵
جان بدهم، گر تو بگویی بده
از لبت این یک سخنم آرزوست ۶
دیده چو یعقوب شد آذر سفید
یوسف گل پیرهنم آرزوست ۷
بنده غریبم وطنم آرزوست ۱
خنده ی گل چیست؟ از آن غنچه لب
خنده ی کنج دهنم آرزوست! ۲
تشنه ی سرچشمه ی کوثر نیم
رشحه ی چاه ذقنم آرزوست ۳
دور ز کویت، چو روم سوی خلد؛
نالم و گویم؛ وطنم آرزوست! ۴
چون کشی از خلق نهانم ز کین
گفتنت آن دم که: منم آرزوست! ۵
جان بدهم، گر تو بگویی بده
از لبت این یک سخنم آرزوست ۶
دیده چو یعقوب شد آذر سفید
یوسف گل پیرهنم آرزوست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶ - افغان که رفت جانم و جانانم آرزوست
گوهر بعدی:شماره ۲۸ - گلی و بلبلی تا در چمن هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.