خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساس تنهایی، انتظار و حسرت خود میگوید. او از بیوفایی یار و غمهایش شکایت دارد و با وجود پرواز روح، در تنگنای دنیا احساس محدودیت میکند. اشتیاق به دیدار یار و نالههای شبانه از دیگر مضامین این شعر است.
محتوا شامل مفاهیم عاطفی عمیق، حسرت و اندوه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای شعری ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۲۰ - ز خود روم، چو پرو بال هستیم باز است
ز خود روم، چو پرو بال هستیم باز است
که تنگنای دو عالم چه جای پرواز است؟! ۱
به انتظار تو خود کرده ام، چنان که ز راه
رسیده ای و همان چشم حسرتم باز است ۲
به کوی او همه شب تا به روز می نالم
فغان که یار نمی پرسد این چه آواز است؟! ۳
من و شکایت جور تو بی وفا، هیهات
ولی چه چاره کنم؟! آب دیده غماز است! ۴
که تنگنای دو عالم چه جای پرواز است؟! ۱
به انتظار تو خود کرده ام، چنان که ز راه
رسیده ای و همان چشم حسرتم باز است ۲
به کوی او همه شب تا به روز می نالم
فغان که یار نمی پرسد این چه آواز است؟! ۳
من و شکایت جور تو بی وفا، هیهات
ولی چه چاره کنم؟! آب دیده غماز است! ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹ - بلبل ما را فغان دیگر است
گوهر بعدی:شماره ۲۱ - غیر، بیهوده، پی یار وفادار من است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.