این متن به تسخیر قفقاز توسط روسیه و تأثیرات منفی آن بر ایران میپردازد. شاعر از ضعف و انفعال ایرانیان در برابر دشمن، به ویژه روسیه، انتقاد میکند و بیان میکند که ایرانیان مردهاند زیرا سر تسلیم در برابر بیگانگان فرود آوردهاند. او از بیکفایتی سران و بزرگان کشور که به جای دفاع از میهن، به عیاشی و خوشگذرانی مشغولاند، گلایه میکند. همچنین، از ضعف نظامی و ناتوانی سپاه ایران در مقابله با دشمن سخن میگوید.
متن دارای مضامین انتقادی نسبت به وضعیت سیاسی و اجتماعی است و درک کامل آن نیاز به آگاهی از تاریخ و مسائل اجتماعی دارد. همچنین، ممکن است برخی از واژهها و مفاهیم برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد.
بخش ۱ - گفتار در ایقاظ و تنبیه غفلت زدگان
ز ایرانیان نام و ناموس برد ۱
از آنروز گردان و شیراوژنان
سزد گر بپوشند رخت زنان ۲
از آنروز ایرانیان مرده اند
که سر بر خط غیر بسپرده اند ۳
سران و بزرگان این بوم و بر
نشستند با دلبر سیم بر ۴
همه با گوزنان و گوران بدشت
خرامند در گردش و بازگشت ۵
به سر گل فشاندند بر جای خود
بکف سرخ می جای تیغ کبود ۶
سپاهی که آوای زرینه کوس
ندانسته از بانک جغد و خروس ۷
سپاهی که هفتاد و هشتاد سال
نه با شیر کوشیده نه با شکال ۸
نه یاران خون دیده مانند میغ
نه گوشش شنیده چکاچاک تیغ ۹
اگر شیر نر پیش روباه روس
تن از بید سازد رخ از سند روس ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.