خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این متن، اهل مشکو گرد هم میآیند و با خدمتگزاران زیبا و خردمند خود، بانوی کامجو را مخاطب قرار میدهند. آنها از او میپرسند چرا از مهرشان رویگردان شده و چگونه میتوانند بدون نور او صبور باشند.
این متن به دلیل استفاده از زبان و مفاهیم شعری کلاسیک و عاشقانه، برای مخاطبانی مناسب است که با ادبیات فارسی آشنایی داشته و توانایی درک استعارهها و کنایههای شعری را دارند. همچنین، محتوای عاطفی آن برای نوجوانان و بزرگسالان جذابتر خواهد بود.
بخش ۲۲ - گریستن اهالی مشکو در فراق بانو
همه اهل مشکو ز جا خواستند
میان را به خدمت بیاراستند ۱
کنیزان سیمین بر سر و قد
غلامان مه طلعت با خرد ۲
ز رخسارشان ماه تابان خجل
ز رفتارشان سر و بستان به گل ۳
بگفتند کای بانوی کامجوی
از این پس دل غمگساران مجوی ۴
بگفتند کای ماه گل چهر ما
چرا دیده پوشیدی از مهر ما ۵
چسان بی فروغت بمانیم ما
شکیب از تو کی می توانیم ما ۶
میان را به خدمت بیاراستند ۱
کنیزان سیمین بر سر و قد
غلامان مه طلعت با خرد ۲
ز رخسارشان ماه تابان خجل
ز رفتارشان سر و بستان به گل ۳
بگفتند کای بانوی کامجوی
از این پس دل غمگساران مجوی ۴
بگفتند کای ماه گل چهر ما
چرا دیده پوشیدی از مهر ما ۵
چسان بی فروغت بمانیم ما
شکیب از تو کی می توانیم ما ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۲۱ - درآمدن سپاه نصرت پناه و ورود آنها بجانب خانقاه
گوهر بعدی:بخش ۲۳ - پاسخ بانو بیاران و وداع با دوستداران
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.