خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از دوری و فقدان یک فرد روشنفکر و هنرمند ابراز تأسف میکند. او از مرگ این شخص که در هنر و سخنوری بیهمتا بود و برای وطنش میجنگید، سوگوار است. شاعر به ناتوانی انسان در برابر تقدیر اشاره میکند و تنها چاره را صبر میداند. در پایان، تاریخ مرگ این فرد با عبارت «آه و صد آه دریغ» ثبت میشود.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی مانند مرگ، تقدیر، و میهنپرستی است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار است. همچنین، زبان شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شمارهٔ ۲۲۸ - تاریخ وفات میرزا حسین خان مافی فرزند نظام السلطنه
آوخ از دور سپهر آه و افسوس و دریغ
کان مه روشن ماگشت بنهفته بمیغ ۱
گوهری روشن و پاک شد نهان در دل خاک
در هنر فرد وحید در سخن سخت و بلیغ ۲
تیغی از کلک زبان آخت بر خصم وطن
ای دریغا بنیام رفت آن آخته تیغ ۳
چاره جز صبر نماند زانکه کس را نبود
با قضا دست ستیز از قدر پای گریغ ۴
چون امیری زغمش آگهی یافت بدرد
بهر تاریخ نگاشت «آه و صد آه دریغ » ۵
کان مه روشن ماگشت بنهفته بمیغ ۱
گوهری روشن و پاک شد نهان در دل خاک
در هنر فرد وحید در سخن سخت و بلیغ ۲
تیغی از کلک زبان آخت بر خصم وطن
ای دریغا بنیام رفت آن آخته تیغ ۳
چاره جز صبر نماند زانکه کس را نبود
با قضا دست ستیز از قدر پای گریغ ۴
چون امیری زغمش آگهی یافت بدرد
بهر تاریخ نگاشت «آه و صد آه دریغ » ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۲۷ - نیز تاریخ دیگر
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۲۹ - مطایبه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.