خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از معشوق خود شکایت میکند که او را پنهان کرده و به مستشار گفته است. شاعر صبحگاه به درگاه معشوق آمده اما او به شکار رفته بود. از وزیر خبری جسته اما او نیز همراه معشوق نبوده است. شاعر با طنز میپرسد اگر سگ هم همراه تو نبوده، پس برای چه کاری رفته بودی؟
متن دارای مفاهیم عاشقانه و طنز پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از واژههایی مانند 'سگ' در این بافت ممکن است نیاز به توضیح داشته باشد.
شمارهٔ ۱۸۰ - به مستشار عدلیه بالبداهة نگاشته
ز من ایصبا نهانی تو به مستشار برگو
سحر آمدم به کویت به شکار رفته بودی ۱
خبر از وزیر جستم که نبود در رکابت
تو که سگ نبرده بودی بچه کار رفته بودی ۲
سحر آمدم به کویت به شکار رفته بودی ۱
خبر از وزیر جستم که نبود در رکابت
تو که سگ نبرده بودی بچه کار رفته بودی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۹ - جواب نامه نیامد ز شاه و چشمم گشت
گوهر بعدی:شماره ۱۸۱ - بحاجی رضاخان دکتر بگوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.