خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر غم و اندوه عمیق شاعر به دلیل جدایی از معشوق است. او از درد فراق مینالد و وفاداری خود را به معشوق اعلام میکند، بهگونهای که حتی پس از مرگ نیز پیوندش با معشوق گسسته نمیشود. شاعر همچنین به داستان هبوط آدم اشاره میکند و از سرنوشت مشترک انسانها سخن میگوید.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اشارات تاریخی و مذهبی ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۶۷ - مدار غصه که خون منت حلال بود
مدار غصه که خون منت حلال بود
مشو غمین که نیاید ز حلق کشته صدا ۱
اگر نه باورت آید ز بعد کشته شدن
مرا مخوان که به جان پاسخت دهم به ندا ۲
ز جان تهی باد آن دل که از غم تو تهی
ز تن جدا باد آن سر که از در تو جدا ۳
اگر به آدم قلنا اهبطو رسید ز حق
پس از خطاب کلا حیث شئتمار غدا ۴
مرا به خاک درت جاودانه فردوسی است
که جانم از وی پیوند نگسلد ابدا ۵
مشو غمین که نیاید ز حلق کشته صدا ۱
اگر نه باورت آید ز بعد کشته شدن
مرا مخوان که به جان پاسخت دهم به ندا ۲
ز جان تهی باد آن دل که از غم تو تهی
ز تن جدا باد آن سر که از در تو جدا ۳
اگر به آدم قلنا اهبطو رسید ز حق
پس از خطاب کلا حیث شئتمار غدا ۴
مرا به خاک درت جاودانه فردوسی است
که جانم از وی پیوند نگسلد ابدا ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۶۶ - زوال نایب السلطنه قرا گوزلو
گوهر بعدی:شماره ۱۶۸ - ابوالفتح خان ای که ایوان قدرت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.