خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از وضعیت مالی و اجتماعی خود شکایت میکند و از خداوند و صاحب دیوان وزارت درخواست کمک مینماید. او با وجود داشتن عزت و شأن، در پی رزق و نان است و از بند قرض و مشکلات مالی رنج میبرد. شاعر در پایان درخواست میکند که یا مشکلش حل شود یا به او کمک مالی شود تا مدتی میهمان او باشد.
متن دارای مفاهیم عمیق اجتماعی و مالی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم بهکار رفته در شعر نیاز به دانش پایهای از ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
شماره ۱۱۹ - پیش آن صاحب فرخنده بنالم به از آنک
پیش آن صاحب فرخنده بنالم به از آنک
خاضع امر فلان بنده بهمان باشم ۱
صدر دیوان وزارت اگرم بپذیرد
در اقالیم سخن صاحب دیوان باشم ۲
ای خداوند خود انصاف بده شایسته است
که من اینسان بغم دهر گروگان باشم ۳
با چنین عزت و شأن و شرف و استغنا
در پی رزق جدا از شرف و شأن باشم ۴
چارصد تومان افزون بکفم مانده برات
درم از بهر درم خسته پی نان باشم ۵
وام خواهم ندهد ریش و گریبان از دست
زین سبب دست به سر سر به گریبان باشم ۶
یا بدر این ورق شوم و یا وجهش را
کن حوالت که دو روزی به تو مهمان باشم ۷
خاضع امر فلان بنده بهمان باشم ۱
صدر دیوان وزارت اگرم بپذیرد
در اقالیم سخن صاحب دیوان باشم ۲
ای خداوند خود انصاف بده شایسته است
که من اینسان بغم دهر گروگان باشم ۳
با چنین عزت و شأن و شرف و استغنا
در پی رزق جدا از شرف و شأن باشم ۴
چارصد تومان افزون بکفم مانده برات
درم از بهر درم خسته پی نان باشم ۵
وام خواهم ندهد ریش و گریبان از دست
زین سبب دست به سر سر به گریبان باشم ۶
یا بدر این ورق شوم و یا وجهش را
کن حوالت که دو روزی به تو مهمان باشم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۸ - کسیکه از تو گراید همی بجای دگر
گوهر بعدی:شماره ۱۲۰ - ای دبیر حضرت ای میری که ذکر خیر تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.