متن درباره خیمهای است که از طرف شاه روس به ناصرالدین شاه هدیه شده است. این خیمه بهقدری بزرگ و باشکوه توصیف شده که حتی آسمان در مقابل آن کوتاه میآید. ساختار آن چنان مستحکم است که ستونهایش به ماه میرسد. ناصرالدین شاه از این هدیه خوشش میآید، اما ناگهان فردی به نام مشکوه ملک وارد میشود و شایعه میکند که این خیمه بهخاطر ورود یک خر بیسم و دم، به خرگاه تبدیل شده است.
متن دارای مفاهیم تاریخی و ادبی است و ممکن است برای درک کامل طنز موجود در آن، خواننده به سطحی از بلوغ فکری نیاز داشته باشد. همچنین، برخی اشارات غیرمستقیم ممکن است برای کودکان نامفهوم باشد.
شماره ۵۲ - آن شنیدم خیمه ای از شاه روس
ارمغان بر ناصرالدین شاه شد ۱
خیمه ای کز ارتفاع و عرض و طول
اطلس گردون بر او کوتاه شد ۲
در فضائی ساختندش استوار
میخ بر ماهی ستون بر ماه شد ۳
خسرو صاحبقران را در نظر
هم پسند افتاد و هم دلخواه شد ۴
ناگهان مشکوه ملک آمد در آن
وین سخت جاری در آن افواه شد ۵
کز ورود این خر بی سم و دم
خیمه شاهنشهی خرگاه شد ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.