این شعر در مدح و ستایش استاد فاضلان سخنور، منشی جریده غرای تربیت و قائد سپاه معارف است. شاعر از فضل، هنر و تأثیرات مثبت او در حوزه تربیت و ادب سخن میگوید و با بیان زیباییهای کلام و خدمات او، قدردانی خود را ابراز میکند. در پایان، شاعر آرزو میکند که خداوند روان او را روشن کند و خدماتش را جاودانه سازد.
این شعر به دلیل استفاده از واژگان و مفاهیم ادبی پیچیده، نیاز به درک نسبی از ادبیات فارسی و مفاهیم تربیتی دارد. همچنین، موضوعات مطرحشده مانند مدح، فضیلتهای اخلاقی و تأثیرات تربیتی، بیشتر برای گروه سنی نوجوان و بزرگسال قابل درک و ارتباط است.
شماره ۳۶ - استاد فاضلان سخنور ذکاء ملک
آن منشی جریده غرای تربیت ۱
دانشوری که فضلش در گوش آسمان
آوازه در فکنده ز آوای تربیت ۲
آن قائد سپاه معارف که از هنر
آراست صد کتیبه به صحرای تربیت ۳
کلکش مشاطه وار ز رسم ادب نهاد
خالی به صفحه رخ زیبای تربیت ۴
پیرایه یافت گردن دوشیزه ادب
از فیض بحر طبع گهر زای تربیت ۵
اینک سزد که بنده به پاداش این کرم
از روی شوق بوسه زند پای تربیت ۶
خواهم ز کردگار که تا روز رستخیز
منت نهد بخلق ز ابقای تربیت ۷
روشن کند خدای تعالی روان ملک
از آفتاب چهر دلارای تربیت ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.