شاعر در این چامه، ستایشگرانه از مهارتهای کلامی و هنری فردی سخن میگوید که مانند جادوگر در سخن و مانند کیمیاگر در نوشتن است. دانش و بینش او چنان است که گویی گوشها را با گوشوارههای دانش و چشمها را با سرمهی بینش میآراید. شاعر او را به عنوان خداوند سخن و برتر از دیگران توصیف میکند و دیگران را در مقایسه با او ناچیز میشمارد. همچنین، به دشمنان داد اشاره میکند و آرزوی نابودی آنان را دارد.
متن دارای مفاهیم پیچیدهی ادبی و استعارههای غنی است که درک آنها نیاز به دانش ادبی و بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی اشارات به دشمنان و آرزوی نابودی آنان ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شمارهٔ ۱ - خطاب به آقای میرزا احمدخان مدعی العموم
در سپهر آرد ستاره در بهشت آرد گیا ۱
چون فراوان آزمودم دیدمت با دار و برد
در سخن جادو کنی وز خامه داری کیمیا ۲
دانش از گفت تو در گوش اندر آرد گوشوار
بینش از کلک تو اندر دیده دارد توتیا ۳
هوش را پوری و دانش را پدروین نی شگفت
کت رضی الدین خداوند سخن باشد نیا ۴
تو سپهرستی و این بیناره گویان خاک ره
تو پرندستی و این بیداد جویان بوریا ۵
دشمنان داد هرجا سر بر آرند از زمین
نرم کوبیشان چنان چون دانه اندر آسیا ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.