خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و تمنای معشوق سخن میگوید و از رنجهای عاشقی و فداکاریهای خود در این راه مینالد. او خود را مانند پروانهای میداند که در آتش عشق سوخته است، اما از پیمان خود با معشوق دست برنداشته است.
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و فداکاری ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۸۴ - نادیده چنان مست تمنای تو گشتم
نادیده چنان مست تمنای تو گشتم
کاول قدم از عمر گرانمایه گذشتم ۱
اندر طلب روی تو در دوزخ محنت
چون عابد گریان پی نادیده بهشتم ۲
حسن تو چنان کوس طرب کوفت در آفاق
کز بام درافتاد به غوقای تو طشتم ۳
خاک رهت از خون بصر گل کنم امروز
کز این گل پاکیزه سر شیشه سرشتم ۴
تا روز دیگر کز سر خاکم بدمد خشت
امروز خط دوست بود سبزه کشتم ۵
گیسوی خیالت بهوس بافتم ای وای
در گردنم افتاد همین دام که رشتم ۶
اندر سر کوی تو من ای قبله عشاق
آسوده ز فکر حرم و دیر و کنشتم ۷
پروانه صفت سوختم از آتش عشقت
بگذشت زسر آب وز پیمان نگذشتم ۸
کاول قدم از عمر گرانمایه گذشتم ۱
اندر طلب روی تو در دوزخ محنت
چون عابد گریان پی نادیده بهشتم ۲
حسن تو چنان کوس طرب کوفت در آفاق
کز بام درافتاد به غوقای تو طشتم ۳
خاک رهت از خون بصر گل کنم امروز
کز این گل پاکیزه سر شیشه سرشتم ۴
تا روز دیگر کز سر خاکم بدمد خشت
امروز خط دوست بود سبزه کشتم ۵
گیسوی خیالت بهوس بافتم ای وای
در گردنم افتاد همین دام که رشتم ۶
اندر سر کوی تو من ای قبله عشاق
آسوده ز فکر حرم و دیر و کنشتم ۷
پروانه صفت سوختم از آتش عشقت
بگذشت زسر آب وز پیمان نگذشتم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۸۳ - ماده تاریخ
گوهر بعدی:شماره ۸۵ - دامن دل ز کف صبر رها میبینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.