خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به بیان احساسات عاشقانه و عرفانی میپردازد. شاعر از شور عشق، سودای دل، و تأثیرات عمیق آن بر جان و دل سخن میگوید. او از آرزوهای عاشقانه، رنجهای عشق، و زیباییهای آن صحبت میکند و از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند و تغییردهنده یاد میکند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۸۲۳ - هر نفسی شور عشق در دو جهان افکنی
هر نفسی شور عشق در دو جهان افکنی
آتش سودای خویش در دل و جان افکنی ۱
جان و دل خسته را ز آرزوی خویشتن
گه به خروش آوری گه به فغان افکنی ۲
گر به سر کوی خویش پردهٔ عشاق را
گل کنی از خاک و خون کار به جان افکنی ۳
گر بگشایی ز بند گوهر دریای عشق
بی دل و جان صد هزار سر عیان افکنی ۴
هر نفسی روی خویش باز بپوشی به زلف
تا دل عطار را در خفقان افکنی ۵
آتش سودای خویش در دل و جان افکنی ۱
جان و دل خسته را ز آرزوی خویشتن
گه به خروش آوری گه به فغان افکنی ۲
گر به سر کوی خویش پردهٔ عشاق را
گل کنی از خاک و خون کار به جان افکنی ۳
گر بگشایی ز بند گوهر دریای عشق
بی دل و جان صد هزار سر عیان افکنی ۴
هر نفسی روی خویش باز بپوشی به زلف
تا دل عطار را در خفقان افکنی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۲۲ - گه به دندان در عدن شکنی
گوهر بعدی:غزل ۸۲۴ - هر شبم سرمست در کوی افکنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.