خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن بیانگر عشق و وفاداری عمیق شاعر به معشوق است. شاعر اعلام می‌کند که حتی اگر معشوق او را به خاک و خون بکشد، باز هم از راه او برنخواهد گشت. او درد عشق را ترجیح می‌دهد و از درمان آن بیزار است. شاعر همچنین تأکید می‌کند که معشوق نمی‌تواند دل او را از خود دور کند، زیرا او تنها به درد عشق ارزانی شده است.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عشق و وفاداری است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر یافت می‌شود.

مشاهده کامل

غزل ۸۰۸ - خاک کوی توام تو می‌دانی

خاک کوی توام تو می‌دانی
خاک در روی من چه افشانی ۱

سر نگردانم از ره تو دمی
گر به خون صد رهم بگردانی ۲

با چو من کس که ناتوان توام
بتوان کرد هرچه بتوانی ۳

گر به خونم درافکنی ز درت
بر نگیرم ز خاک پیشانی ۴

سر مهر غم تو در دل من
راز عشقت بس است پنهانی ۵

گر به رویم نظر کنی نفسی
همه از روی من فرو خوانی ۶

من ز درمان به جان شدم بیزار
جان من درد توست می‌دانی ۷

گر مرا درد تو نخواهد بود
سر بگردانم از مسلمانی ۸

هیچ درمان مرا مکن هرگز
که نیم جز به درد ارزانی ۹

گفته بودی که دل ز تو ببرم
که ز دلداری و پریشانی ۱۰

نتوانی که دل ز من ببری
دل چگونه بری چو درمانی ۱۱

من ز عطار جان بخواهم برد
برهد از هزار حیرانی ۱۲
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۱۲ ۴۸۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۰۷ - به هر کویی مرا تا کی دوانی
گوهر بعدی:غزل ۸۰۹ - کجایی ای دل و جانم مگر که در دل و جانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.