شاعر در این متن از درد هجران و دوری از معشوق میگوید و بیان میکند که درمان درد دلش از دست پزشک خارج است. او از تنهایی و غربت در میان یاران و خویشاوندان شکایت دارد و آرزو میکند که معشوق او را مانند منصور و عیسی به دار کشد تا به وصال برسد. شاعر به پاکی و ادب در عشق معشوق تأکید دارد و از علی میخواهد که اسرار معنی عشق و وصال را بشنود.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از نمادهای مذهبی و ادبی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'به دار کشیدن' نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک صحیح دارد.
شماره ۱۸۱ - نظر برداشت از من تا حبیبم
به جای وصل هجران شد نصیبم ۱
مرا درد دل از درمان چو بگذشت
قدم برداشت از بالین طبیبم ۲
ز یاران عزیز و خویش و پیوند
فتاده دور و مسکین و غریبم ۳
شوم منصور چون عیسی اگر یار
کند در عشق بردار و صلیبم ۴
به پاکی و ادب در عشق جانان
که تا بنماید آن صورت عجیبم ۵
بیا بشنو علی اسرار معنی
ز عشق یار وز وصل حبیبم ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.