خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر بهاری و عاشقانه است که با توصیف طبیعت و فصل بهار آغاز می‌شود و سپس به مضامین عرفانی، عشق، می‌نوشی، و انتقاد از زهد خشک می‌پردازد. شاعر از عشق و می به عنوان نمادهایی برای حیات تازه و درک حقیقت یاد می‌کند و از صوفی و زاهد انتقاد می‌کند که از لذت‌های زندگی دوری می‌کنند.

متن شامل مفاهیم عرفانی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین اشاره به می‌نوشی و مفاهیم عاشقانه دارد که مناسب‌تر است برای سنین بالاتر درک شود.

مشاهده کامل

شماره ۱۰۷ - بهار آمد بهار آمد بهار سبزپوش آمد

بهار آمد بهار آمد بهار سبزپوش آمد
رها کن فکر خام ای دل که می در خم به جوش آمد ۱

لب ساقی و جام مل، میان باغ و فصل گل
غنیمت دان که از غیبم سحرگاه این به گوش آمد ۲

که: صوفی گر می صافی نمی نوشد مکن عیبش
حیات تازه را محرم فقیه درد نوش آمد ۳

دلا دریوزه همت ز باب می فروشان کن
که بوی نفحه عیسی ز پیر می فروش آمد ۴

می گلگون خورای زاهد که از قدس الوهیت
گل آورد آتش موسی و بلبل در خروش آمد ۵

مرا بی عشق مهرویان بقای سر نمی باید
که سر بی عشق در گردن کشیدن بار دوش آمد ۶

مکن آه ای دل پرغم، بپوش اسرار دل محکم
که نامحرم خطابین است و می باید خموش آمد ۷

در آب دیده دوش از غم، مپرس ای دل که چون بودم
که از غم سر به سر طوفان مرا تنها نه دوش آمد ۸

به بانگ چنگ و عود و نی بنوش ای رند عارف می
که طاب العیش و طوبی لک ز فضل حق سروش آمد ۹

به صوفی می ده ای ساقی که در دارالشفای ما
علاج علت خامی شراب پخته جوش آمد ۱۰

نسیمی تا لب جانان و جام می بود دیگر
به زهد خشک بی حاصل نخواهد سرفروش آمد ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۶ - تا فضل خدا بر صفت ذات برآمد
گوهر بعدی:شماره ۱۰۸ - گشودم در ازل مصحف، رخ یارم به فال آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.