خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر حالات دل شیدای شاعر در مواجهه با معشوق است. او از دگرگونی‌های روحی و عاطفی خود سخن می‌گوید، از عشق بی‌پایان به معشوقی که گاه در عالم ظاهر می‌شود و گاه ناپدید می‌گردد. شاعر از وحدت و کثرت، پیدا و پنهان، و تجلی‌های مختلف معشوق در جهان سخن می‌گوید.

مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۰۰ - ندانم تا دگربار این دل ریشم چه شیدا شد

ندانم تا دگربار این دل ریشم چه شیدا شد
مگر عکس رخ دلبر به جان باز آشکارا شد ۱

دگر چون با دلم لعلش نهان در گفت وگو آمد
صدای ناله زار دل ریشم به هرجا شد ۲

به صحرا چون که بیرون رفت باز آن دلبر از خلوت
دل پردرد بیمارم ز عشقش بی سر و پا شد ۳

به هر نقشی که خود می خواست رخ بنمود در عالم
گهی رنگ دو عالم گشت و گه بیرنگ اشیا شد ۴

دمی روح نهان آمد، دمی جسم عیان گردید
دمی تنهای جان گردید و دیگر عین جانها شد ۵

زمانی کثرت خود گشت و در وی وحدت خود دید
گهی پیدا و پنهان گشت و گه پنهان و پیدا شد ۶

نسیمی روزگاری چونکه پنهان بود در زلفش
دگرباره چو رویش دید در عالم هویدا شد ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۹ - چه نکته بود که ناگه ز غیب پیدا شد
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱ - ای که رخت به روشنی غیرت آفتاب شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.