خلاصه و ردهبندی سنی
14+
شاعر در وقت سحر به چمن میرود تا از ملال گل و سبزه رهایی یابد. هنگام راه رفتن روی سبزه، سبزه با طعنه به او میگوید که از حال او بیخبر است و اگر پایمال شده، نباید نادیده گرفته شود، چرا که صدها مانند او پایمال شدهاند.
متن دارای مفاهیم نمادین و پیامهای اخلاقی است که درک آنها به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، زبان شعر ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۴۳ - وقت سحر سوی چمن انداختم گذر
وقت سحر سوی چمن انداختم گذر
تا رفع گردد از گل و سبزه ملال من ۱
چون پا بروی سبزه نهادم بطعنه گفت
کای بی خبر نه مگر آگه ز حال من ۲
گر پایمال تو شده ام کم مبین مرا
بنگر که هست صد چو تویی پایمال من ۳
تا رفع گردد از گل و سبزه ملال من ۱
چون پا بروی سبزه نهادم بطعنه گفت
کای بی خبر نه مگر آگه ز حال من ۲
گر پایمال تو شده ام کم مبین مرا
بنگر که هست صد چو تویی پایمال من ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲ - فضیلت نسب و اصل خارج ذاتست
گوهر بعدی:شماره ۴۴ - دی کرد التماس ز من پاک گوهری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.