خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او از معشوق خود گلایه می‌کند که ابتدا با عشوه و وعده‌های شیرین او را شادمان کرد، اما در نهایت با دوری و بی‌مهری، دلش را شکست و او را به رنج و اندوه فرو برد. شاعر از جور و ستم معشوق شکایت می‌کند و احساس می‌کند که معشوق او را به سختی‌های زیادی دچار کرده است.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عشقی است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشقی و شکایت از معشوق نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری دارد تا به درستی درک شود.

مشاهده کامل

غزل ۷۶۰ - درج یاقوت درفشان کردی

درج یاقوت درفشان کردی
دیو بودی و قصد جان کردی ۱

شکری خواستم از لعل لبت
هر دو لب را شکرستان کردی ۲

گفتم این لحظه یافتم شکری
روی از آستین نهان کردی ۳

وا گرفتی ز بیدلی شکری
با چنین لب چرا چنان کردی ۴

از سبک روحی تو این نسزد
گر تو بر خشم سر گران کردی ۵

عشوه دادی مرا در اول کار
دلم از وصل شادمان کردی ۶

آخر کار چون ز دست شدم
چشمم از هجر خون‌فشان کردی ۷

ریختی تیر غمزه بر رویم
تا مرا پشت چون کمان کردی ۸

چون دلم پیش خود هدف دیدی
دل من بد بتر از آن کردی ۹

آن چه کردی ز جور با عطار
شیوهٔ دور آسمان کردی ۱۰
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۱۰ ۵۴۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۵۹ - گر مرد راه عشقی ره پیش بر به مردی
گوهر بعدی:غزل ۷۶۱ - تا تو ز هستی خود زیر و زبر نگردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.