خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از عشق و دلبستگی خود به چیزی میگوید که در نهایت باعث رنجش شده است. روزگار با دیدن شدت علاقهی او، آن را از وی گرفته و دلش را با درد فراق سوزانده است. این متن به عنوان مجازاتی برای دلبستن به چیزی که مال خودش نبوده، توصیف شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و بیشتر مناسب نوجوانان و بزرگسالانی است که توانایی تحلیل تجربیات عاطفی و اجتماعی را دارند.
شماره ۳۰ - بر هر چه دل نهادم و گشتم اسیر آن
بر هر چه دل نهادم و گشتم اسیر آن
چون اشتداد الفت من دید روزگار ۱
از من ربود و سوخت دلم را بداغ هجر
گفت این سزای آنکه نهد دل بمستعار ۲
چون اشتداد الفت من دید روزگار ۱
از من ربود و سوخت دلم را بداغ هجر
گفت این سزای آنکه نهد دل بمستعار ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹ - میانه سگ و گربه شبی نزاع افتاد
گوهر بعدی:شماره ۳۱ - دوش طفلی پری رخی دیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.