خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از چرخ (سرنوشت یا زمان) میپرسد که چرا این همه درد و رنج بر سینهاش گذاشته است. چرخ پاسخ میدهد که اگر این دردها از اوست، پس دردهای بیپایان بر سینه خودش از کیست؟
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه کافی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۷ - گفتم ای چرخ تو بر سینه من سوخته
گفتم ای چرخ تو بر سینه من سوخته
این همه داغ که حصر و حد و پایانش نیست ۱
گفت بر سینه ترا گر ز منست این همه داغ
این همه داغ که بر سینه من هست ز کیست ۲
این همه داغ که حصر و حد و پایانش نیست ۱
گفت بر سینه ترا گر ز منست این همه داغ
این همه داغ که بر سینه من هست ز کیست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶ - ای که از جهل مقید شده بر صورت
گوهر بعدی:شماره ۱۸ - مردم این دیار را با من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.