خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از درد فراق و بی‌وفایی معشوق می‌نویسد. او از این که معشوق به حرفش گوش نداده و به سخن رقیبان توجه کرده، شکایت می‌کند. شاعر از تنهایی و پریشانی خود در نبود معشوق می‌گوید و از رفتار ناخوشایند او انتقاد می‌کند. در نهایت، شاعر اشاره می‌کند که معشوق به آنچه می‌خواسته رسیده است.

محتوا شامل موضوعات عاطفی پیچیده مانند فراق، بی‌وفایی و درد عشق است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، لحن غمگین و شکایت‌آمیز شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال مناسب نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۳۹۵ - ما چه کردیم چه گفتیم چه دیدی چه شنیدی

ما چه کردیم چه گفتیم چه دیدی چه شنیدی
که ما ز قطع نظر کردی و پیوند بریدی ۱

بتو گفتم مشنو در حق من قول رقیبان
آه ازین غم که شنیدی سخن من نشنیدی ۲

بی تو فریاد کنان جان بسپردم بعیادت
نرسیدی بسر من نه بفریاد رسیدی ۳

حال من گشت ز نادیدن زلف تو پریشان
این پریشانی دیگر که تو این حال ندیدی ۴

رغبت شیوه ناخوب ز خوبان چه مناسب
تو که خوبی نه خوش است این که ره جور بریدی ۵

نکشیدند مگر بار تو ای مه که بدین سان
دامن از صحبت احباب بصد ناز کشیدی ۶

عاقبت یار جفاکار وفا کرد فضولی
یافتی آن چه دمادم ز خدا می طلبیدی ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۹۴ - بیاد خاک درش گر چه ای سرشک دویدی
گوهر بعدی:شماره ۳۹۶ - دلا آن به که چون با خوب رویان همنشین باشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.