خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد دوری و عشق ناکام میگوید. او از ضعف و ناتوانی خود در فراق یار سخن میگوید و اشاره میکند که تنها کسانی که خود درد عشق را چشیدهاند، میتوانند سوز پنهان او را درک کنند. شاعر از نالههایش شهرت یافته و آرزو میکند که حتی دیداری از دور نیز میسر شود. در پایان، از جور و بیتوجهی معشوق شکایت میکند و خود را تنها گرفتار او در عالم میداند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و درد فراق است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۸۱ - نچندانم ضعیف از دوری خورشید رخساری
نچندانم ضعیف از دوری خورشید رخساری
که تاب آرم گر افتد سایه بر من ز دیواری ۱
فکنده در گمان ضعف تنم باریک بینان را
که در پیراهنم شخصیست یا از پیرهن تاری ۲
خبر از سوز پنهانم کسی دارد که همچون من
بود در سینه اش داغی ز درد لاله رخساری ۳
من و وصل تو این طالع کجا دارم زهی دولت
میسر گر شود گاهی مرا از دور دیداری ۴
چنان در ناله کردن شهرتی دارم که اهل درد
ز من گویند از هر جا برآید ناله زاری ۵
تو جز بر من نکردی جور من مردم ازین شادی
که در عالم نخواهی داشتن جز من گرفتاری ۶
چه می پرسی فضولی کیست در راه وفا آخر
پریشان گشته سودایی رسوای بازاری ۷
که تاب آرم گر افتد سایه بر من ز دیواری ۱
فکنده در گمان ضعف تنم باریک بینان را
که در پیراهنم شخصیست یا از پیرهن تاری ۲
خبر از سوز پنهانم کسی دارد که همچون من
بود در سینه اش داغی ز درد لاله رخساری ۳
من و وصل تو این طالع کجا دارم زهی دولت
میسر گر شود گاهی مرا از دور دیداری ۴
چنان در ناله کردن شهرتی دارم که اهل درد
ز من گویند از هر جا برآید ناله زاری ۵
تو جز بر من نکردی جور من مردم ازین شادی
که در عالم نخواهی داشتن جز من گرفتاری ۶
چه می پرسی فضولی کیست در راه وفا آخر
پریشان گشته سودایی رسوای بازاری ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۰ - ای که تا یار منی در پی آزار منی
گوهر بعدی:شماره ۳۸۲ - بهست گور و کفن از قبا و پیرهنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.