خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد هجران و جدایی از معشوق خود مینالد. او احساس تنهایی و بیقراری میکند و زندگی بدون معشوق را بیمعنا میداند. اشکهایش نشانهای از امید به دیدار دوباره است، اما در نهایت خود را رسوای جهان میداند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۳۶۶ - ز فلک می گذرد آه و فغانم بی تو
ز فلک می گذرد آه و فغانم بی تو
این چه عمر است که من می گذرانم بی تو ۱
هر دم از هجر تو حالی دگرم پیش آید
مه من با تو چه گویم که چه سانم بی تو ۲
کرد با من همه کس روز وداع تو وداع
که گمان داشت که من زنده بمانم بی تو ۳
بهره نیست بجز سوز چو شمعم ز حیات
بالله از زندگی خویش بجانم بی تو ۴
تا بگفتن نرسد سوز دلم را نقصان
شدت محنت و غم بست زبانم بی تو ۵
بامیدی که مگر از تو بیابد اثری
می دود هر طرفی اشک روانم بی تو ۶
نه فضولیست همین واقف رسوایی من
همه دانند که رسوای جهانم بی تو ۷
این چه عمر است که من می گذرانم بی تو ۱
هر دم از هجر تو حالی دگرم پیش آید
مه من با تو چه گویم که چه سانم بی تو ۲
کرد با من همه کس روز وداع تو وداع
که گمان داشت که من زنده بمانم بی تو ۳
بهره نیست بجز سوز چو شمعم ز حیات
بالله از زندگی خویش بجانم بی تو ۴
تا بگفتن نرسد سوز دلم را نقصان
شدت محنت و غم بست زبانم بی تو ۵
بامیدی که مگر از تو بیابد اثری
می دود هر طرفی اشک روانم بی تو ۶
نه فضولیست همین واقف رسوایی من
همه دانند که رسوای جهانم بی تو ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۵ - شد درون سینه دل دیوانه از سودای او
گوهر بعدی:شماره ۳۶۷ - ز درد دل سختی از زبان من بشنو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.